تبلیغات
گالری هنری فاخر - وقت اضافه
طراحی,نقاشی,شعر و مطالب هنری
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

ابر برچسبها

نظرسنجی

آمار وبلاگ

»»

نمایش هنوز تمام نشده بود

با عجله از سالن بیرون زدم

کسی که نقش ها را بازی می کرد در وجودم رنگ باخته بود

براستی ساده و زیبا بود

عشق پاکی داشت

و در تاریکی سالن او فقط نور می بخشید

شاید با خودم فکر می کردم که با اویم و او با من

خودم را جای معشوقه اش گذاشته بودم و بی صبرانه منتظر آمدنش بودم

هر لحظه با نگاهش انس می گرفتم

و نگران حالش میشدم

شاید مسخره باشد

اما در آن زمان کوتاه من سالها با او عشق را تجربه کردم

شاید احمقانه باشد اگر بدانید

که او مرا نمیدید

و نخواهد دید

چون قبل از پایان نمایش سالن را ترک کردم.

وقت اضافه




غریبه فضول
1389/11/16 05:41
او خود از خانه خرابان خراباتی بود
خواست کار دل ما نیز به اینجا بکشد
چشم او این دل آشفته ی شیدایی را
گه به حاشا بکشد گه به تماشا بکشد
پاسخ حامد فاخر : متشکرم دوست من
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر